![]() |
![]() |
|
| وبلاگی ساختیم تار و پودش همه گاو |
تعيين دقيق ،درست و
موثر فحلي در گاو شيري از مهمترين اجزا يك برنامه مديريت توليد مثلي در صنعت گاوشيري است . استروس (estrus=heat) يا فحلي دوره اي است كه حيوان ماده به حیوان نر اجازه جفت گيري مي دهد وآنستروس دوره اي است كه فحلي در دام بروز نمي كند .تشخيص نادرست فحلي گاوداران از عوامل اصلي اختلاف در برنامه هاي توليد مثلي يك گله مي باشد . مشاهده انفرادي گاوها در زمان فحلي به دليل زير مشكل مي باشد : تخمدان گاو عمل منظمي ندارد ووجود اشكال درچرخه توليد مثلي (فحلي )باعث ايجاد آنستروس گاو مي شود . همچنين مشاهدات كم دقت پرورش دهندگان با عث تشخيص نادرست گاوهاي فحل مي شود كه دليل دوم متداول تر مي باشد . سطح گستردگي اين مشكلات در بين گاوها متفاوت است . درصد گاوهايي كه تا 60 روزگي فاقد چرخه نرمال فحلي مي باشند دامنه اي كمتر از 5 درصد تا بيش از 20 درصد دارند و درصد خطا (شكست ) در دوره فحلي دامنه اي از (15 › )تا (60 › ) درصد دارند .
تشخيص مشكل (معضل) : ثبت معاينات دامپزشك در مورد تخمدان هاي گاو در تعيين مشكل بسيار مهم مي باشد .معاينات حداقل هر ماه يك بار انجام مي شود . به طوري كه براي تعيين آنستروس يا خطاي فحلي ثبت تاريخ نخستين فحلي و مشاهدات صورت گرفته ضروري مي باشد . اگر در گله اي اين ركورد وجود نداشته باشد يا توليد كننده اقدام به ثبت اطلاعات نكرده باشد جمع آوري و ثبت اطلاعات قدم اول در شناسايي مشكل مي باشد . هر چند كه جمع آوري اين اطلاعات براي انجام مقايسات درست و معني دار 6 تا 9 ماه طول مي كشد . ركوردهاي گرفته شده از دوسوم گله (كل گله )جمع آوري ميشود . آنستروس (anestrus) : تشخيص گاوهايي كه داراي كيست تخمداني مي باشند ، اگر بيش از 15 درصد گله داراي كيست باشد براي رفع مشكل بايد اقدام جدي نمود بر اساس داده ها و اطلاعات ثبتي در مورد معاينات گاوها ، هر دام را تا 90روز بعد از زايش بايد آزمايش نمود . معاينات هر ماه يك بار انجام مي شود درصد گاوان (قبل تا از 60 روز پس از آبستني ) كه تا 60 روزگي فعاليت تخمداني نشان مي دهند محاسبه و بررسي مي شود . اگر بيش از 10درصد دام هاي گله اي ، فعاليت تخمداني نداشته باشند ( نسا روز 60 پس از زايش ) داراي يك مشكل مي باشند . اگر معاينات 2 بار در ماه انجام شود درصد گاوان مورد معاينه و مورد ارزيابي قرار گرفته به همراه نتايج آن قبل تا 35 روزگي و 45روزگي مشخص مي گردد .به طوري كه در يكي از معاينات عدم فعاليت تخمدان مشخص مي شود . گله اي كه بيش از 35 درصد دام هايش تا روز 35 آبستني مواجه با عدم فعاليت تخمداني شود و يا وجود بيش از 5 درصد دام هاي غيرفحل تا روز 45 آبستني ،نشان از يك معضل در آنستروس مي باشند . اگر معاينات بيش از دو بار در ماه صورت بگيرد درصد دام هاي معاينه شده و نتايج آنها در تاريخ هاي قبل از 24 ،32و40 روز بعد از زايش ذكر ميشود به طوري كه حداقل يك معاينه براي تست فعاليت تخمداني دام انجام مي شود . در گله هاي نرمال ، 50 درصد گاوان تا روز 24 داراي فعاليت تخمداني بوده و براي زمان هاي ديگر بيش از 70 و 95 درصد ذكر شده است . متوسط روزهاي بعد از زايش در گاوهاي نرمال(Britt.j.etal j.Anim.sci.39:915 -919) متوسط 24 38 روز بعد از زايش (1) در هنگامي كه 95 در صد گاوان فعالند . 40 روز 63 روز هنگامي كه 70 درصد گاوان داراي فعاليت مي باشند . 32 روز 50 روز نوع فعاليت فعاليت تخمداني (2) فعاليت فحلي (3) خطاهاي فحلي كيست تخمداني محاسبه تعدادروزاز زايش تا مشاهده فحلي نخست در گاو در تشخيص خطا بسيار موثراست . تعيين متوسط (ميانگين ) روزها تا نخستين فحلي و درصد گاواني كه فحلي آنها قبل از 50 و 63 روزگي (بعد از زايش )مشخص شده است . بيش از 70 درصد گاوان فحل تا 50 روزگي و بيش از 95 درصد گاوان تا 63 روزگي تعيين وضعيت مي گردند . به طوري كه اگر تعداد روز تا فحل نخست بيش از 50 تا 63 روز باشد وجود يك مشكل در فحلی گله حتمي مي باشد . تغذيه ناكافي و عفونت رحمي 2 دليل عمده در ايجاد آنستروس گله گاوان شيري است و انرژي در اين ميان اهميت ويژه اي دارد . همچنين توجه به جفت ماندگي ، تيپ و مساله زايش ، سخت زايي Dystocica در گله ضروري مي باشد . منبع : دامدار شماره 154 Anestrus and Detection ADIS , Varner ,M ,A. مترجم : مهندس احمد صلاحي همداني |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
چکيده:
Factors Influencing Estrous Behavior in Cattle Summary
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
اگر بخواهيم سودمندي گله شيري به حداکثر برسد مستلزم آنست که بازده توليد مثلي در سطح بالايي نگه داشته شود. ايفاء نقش توليد مثلي در يک گله شيري فاکتور مهمي از عملکرد سياست مديريتي است. و تاثير اين سياست مديريتي در اداره روزبه روز گله نشانه ميزان صحيح اجراء شدن عملکرد توليد مثلي گله خواهد بود. اولين گام در ارزيابي عملکرد توليد مثلي داشتن ابزارهاي کليدي تشخيص هويت و استفاده از آنها بعنوان راهنماي توسعه يا اصلاح سياست هاي مديريتي گله تکرار آن است. فاصله زايش بايد بعنوان نقطه شروع در ارزيابي اولين عملکرد گله باشد. براي توليد حداکثر ، فاصله زايش را بايد از 3/2 تا 8/12 ماه رساند.
سياست مديريتي:
تشخيص فحلي :
اين فرمول بر اين فرض استوار است اولين فحلي قابل تلقيح حيوان بيش از يک دوره انتظار 45 روز مشاهده خواهد شد، به طور متوسط 55 روز بعد از زايش، درصد فحلي هاي قابل تلقيح تشخيص داده شده مي تواند توسط فرمول زير تخمين زده شود.
مشکلات توليد مثلي بندرت ناگهاني ظاهر مي شوند و آنها بندرت بعلت يک مورد انفرادي هستند.
سلامت گله : بنابراين، کليد جلوگيري از خسارات مربوط به اختلالات توليد مثلي بيشتر ترجمه : دکتر فرهنگ فر، مهندس نعيمي پور |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
درمان عفونتها، وقت گير و داروهاي مورد نياز هزينه بر مي باشند ،از اين رو پيشگيري از مشكلات ناف در مورد
گوساله هاي تازه متولد شده مورد توجه بسياري واقع شده است. در يك مطالعه دانشگاهي در مورد ضدعفوني كردن ناف، گوساله هايي كه ناف آنها ضد عفوني نشده بود، ميزان مرگ و مير 18 درصدي داشتند و در مقابل گوساله هايي كه ناف آنهاضدعفوني شده بود در حدود 7 درصد مرگ و مير نشان دادند. ( در مقايسات ا نجام شده توسط دانشگاه كرونل گوساله هايي كه عفونت ناف آنها درمان نشده بود در 3 ماهگي 15/5 پوند وزن كمتري نسبت به گوساله هايي كه با اِِين مشکل مواجه نبودند، داشتند. حالا سئوال اينجاست كه حالات طبيعي و غير طبيعي چيست و چطور مي توان از مشكلات پيشگيري كرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
حالات طبيعي براي گوساله هاي تازه متولد شده و گوساله هاي خيلي جوان چيست؟ بند ناف گوساله يك طناب نجات قبل از تولد است.که از محل ناف خارج مي شود. خون از اين طريق از جفت به جنين مي رسد. ادرار نيز براي دفع شدن از مثانه به جفت منتقل مي شود.بطور طبيعي در زمان تولد، وقتي بند ناف قطع مي شود، قسمتهاي دروني بند ناف. ،( 2 سرخرگ نافي، سياهرگ نافي و لوله منتهي به مثانه ( يوراكوس) )به شكم فرو مي روند.قسمتهاي مذکور درون شكم بهتر از محيط بيرون محافظت مي شوند. درفاصله زماني، چند روز بعد از تولد سرخرگها، سياهرگ و يوراكوس چروكيده خواهند شد. در يك گوساله طبيعي، رگ خوني در فاصله دو هفته بصورت يك نخ در خواهد آمد. يوراكوس هم بصورت يك ليگامنت چروكيده مي شود. سوراخي كه اين ضمائم از طريق آن به ديواره شكمبه راه مي يابند ناف ناميده مي شود. که طي 2 ماه اول زندگي، بتدريج بسته خواهد شد. قطع شدن بند ناف( آنچه ما بطور طبيعي خارج از بدن گوساله مي بينيم) در زمان تولد انجام مي شود.ناف بايد ضرورتاً يك سوراخ خالي باشد. 2 تا 6 اينچ از بند ناف معمولاً از شكم گوساله آويزان است. چنانچه اين بند طي 7 الي 10 روز ، دچار عفونت نشده و مكرراً توسط گوساله هاي ديگر مكيده نشود، خشك مي گردد. به همين دليل، ناف به مدت طولاني باز نمانده وکم کم مسدود مي شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
پیشگیری از جا به جایی شیردان :
به دليل مصرف پايين خوراك در قبل زايمان و افزايش تدريجي مصرف بعد از زايمان ،دوره انتقال ، دوره مخاطره آميز مهمي براي جابه جايي شير دان (LDA)مي باشد .روشهاي خوراك دادن مديريتي كه از ساير اختلالات پس از زايمان جلوگيري مي كند احتمال ابتلا به جا به جایی شیردان را كاهش ميدهد . در گاوهايي كه نمره وضعيت بدني بالايي در هنگام زايش دارند ، احتمال ابتلا به كتوز و جابه جايي شيردان افزايش مي يابد . تغذيه مقادير زياد و كم كنسانتره در طول دوره قبل از زايمان ممكن است احتمال ابتلا به LDA را افزايش دهد مديريت آخور فاكتور مخاطره آميز مهم براي جابه جايي شيردان مي باشد فضاي نا كافي آخور ، رقابت زياد در آخور،محدود بودن زمان دسترسي به آخور و محدودبودن قابليت دسترسي به خوراك ممكن است مصرف را محدودكند . پر نشدن شكمبه به دليل مصرف كمتر خوراك مجال بيشتري را براي جابه جايي شير دان فراهم مي كند .اهميت روشهاي مديريت آخور كه مصرف خوراك را در سبب شناسي LDAمحدود مي كند ٬احتمالاً در اوايل دوره پس از زايش بيشترين عامل است كه به دليل مصادف شدن با وقايعي است كه در دوره انتقال اتفاق مي افتد .مخلوط كردن جيره به شكل tmrمي تواند غلظت واقعي جیره هاي مصرف شده را نسبت به خصوصيات مواد مغذي جيره فرموله شده تغيير دهد، جدا كردن غذاها درtmr در آخور نيز مي تواند سبب اين مساله شود . زياد مخلوط كردن TMR ممكن است باعث خرد شدن ذرات درشت و سبب كاهش شكل فيزيكي فيبر گردد . برنامه هاي انتقالي ومديريت آخور بايستي به دقت در گله هاي كه مشكل LDA دارند ، مورد نظارت قرار گيرد . مقدمه : Shaver در یک نشریه عوامل تغذیه ای را که برای جابه جایی شیر دان خطر ناک هستند ٬ منتشر کرد .هدف از این مقاله اهمیت یافته ها و اطلاعات جدید در ارتباط با جابه جایی شیر دان و بحث اعمال مدیریتی ضروری برای پیشگیری از این اختلال متابولیکی می باشد .جابه جایی شیردان سبب اتلاف اقتصادی از طریق هزینه های درمان ٬ حذف کردن نابهنگام و کاهش تولید در گله های شیری می شود . هزینه های متداول درمان از 100تا 200 دلار برای هر مورد بوده و از 10 درصد از گاوهایی که مبتلا به جابه جایی شیردان تشخیص داده میشوند حذف شده یا قبل از معاینه بعدی میمیرند . گاوهای درمان شده ای که در گله باقی می مانند 350کیلوگرم ٬ شیر کمتر در رکوردگیری ماه بعدی نسبت به گاوهایی که به جابه جایی شیردان مبتلا نشدند تولید می کنند . 80تا 90درصد جابه جایی های شیر دان به طرف سمت چپ بوده و به طور متوسط ٬میزان وقوع سالانه برای جابه جایی شیردان به سمت چپ (LDA)در گاوهای شیری از 4/1تا 8/5 درصد می باشد . طبق یک سر شماری از 71 گله شیری با 574گاو ٬ میزان وقوع 3/3 درصد را برایLDA (صفر تا 14 درصد ) از سر شماری 61 گله شیری با تولید بالا با متوسط تولید شیر 24000 پوند در هر دوره گزارش کردند . دوره انتقال : 80 تا 90 درصدLDA در ماه اول بعد از زایمان تشخیص داده شده اند که نسبت تشخیص LDA در دو هفته اول بعد از زایمان در مطالعات مختلف دامنه ای از 52تا 86 درصد برآورده شده است . این بیانگر این است که دوره انتقال 2 تا 4 هفته قبل از زایمان تا 2 تا 4 هفته بعد از زایمان دوره احتمال خطر اصلی برای LDA است . دوره انتقال با کاهش مصرف غذا بعد از زایمان مشخص شده و با افزایش تدریجی در مصرف غذا بعد از زایمان ادامه می یابد . مصرف کم غذا در طول دوره انتقال یک عامل خطر برای LDA به دلیل خالی بودن نسبی شکمبه ٬ کاهش نسبت علوفه به کنسانتره در گله هایی که به صورت TMR (جیره کاملا مخلوط )تغذیه نمی شوند و افزایش وقوع سایر اختلالات پس اززایمان است .خالی بودن نسبی شکمبه٬ فرصت بیشتری برای جابه جایی ایجاد می کند ٬ کاهش نسبت علوفه به کنسانتره با مصرف بیش از حد کنسانتره نسبت به علوفه حاصل می شود که در خالی ماندن شکمبه سهیم است . کاهش مصرف ماده خشک در هفته نهایی قبل از زایمان حدود 35درصد است که سبب افزایش غلظت های تری گلیسرید در کبد ٬ بلافاصله بعد از زایمان میشود.وقوع همزمان اختلالات بعد از زایمان به عنوان فاکتور های اصلی برای وقوع LDA اشاره شده اند . اختلالات پس از زایمان : در گاوهای مبتلا به کتوز خفیف ٬جفت ماندگی ٬ التهاب رحم(متریت ) و یا تب شیر تحت بالینی خطر ابتلا به جابه جایی شیردان در آنها بیشتر است . پیشنهاد شده است که تغذیه و اعمال مدیریتی که از سایر اختلالات پس از زایمان پیشگیری می کنند ٬ احتمال ابتلا بهLDA را نیز کاهش میدهند . برعکس مشخص شده است که LDA خطر ابتلا به سایر اختلالات پس از زایمان را افزایش می دهد . گزارش شده است گاوهایی که به LDA مبتلا می باشند خطر ابتلا به کتوز و التهاب رحم در آنها زیاد است .این پیشنهاد میکند که تغذیه و اعمال مدیریتی که موجب پیشگیریLDA می شود وقوع تعداد دیگری از اختلالاتی را که به زایمان مربوط می شوند ٬ نیز کاهش میدهد .کتوزو LDA اختلالات بعد از زایمان هستند که شدیداً با یکدیگر ارتباط دارند . شرایط بدنی گاو: گاوهایی که نمره وضعیت بدنی بالایی در هنگام زایمان دارند ٬خطر ابتلا جابه جایی شيردان در آنها بيشتر است ميزان وقوع در 95 گله شيرده صنعتي با 1401 راس گاو در هنگام زايمان براي گاوهاي لاغر نمره وضعيت بدني بين( 25/3-75/2) وچاق (بيش از 4) به ترتيب 1/3،3/6،121/8 درصد بود ميزان افزايش وقوع براي گاوهاي چاق احتمالاً مربوط به افزايش كتوز وكبد چرب و كاهش بيشتر مصرف غذا قبل از زايمان و افزايش تدريجي مصرف غذا بعد از زايمان باشد . دراين مطالعه گاوهايي كه نمره بدني بالايي در هنگام زايمان داشتند خطر ابتلا به كتوز در آنها افزايش يافت ميزان وقوع براي گاوهايي با نمره وضعيت بدني كم ،متوسط و بالا در هنگام زايمان به ترتيب 9/8 ،5/11 و 7/15 درصد بود . افزايش وقوع كتوز در گاوهاي چاق در هنگام زايمان ممكن است اين گاوها را براي وقوع بيشتر LDA مستعد كنند . متحققين اروپايي گاوها را هنگام زايمان بر اساس نمره وضعيت بدني 3-2 (پايين) 4-3(متوسط) 5--4(بالا) در دو آزمايش مورد بررسي قرار دادند . در طول 16هفته اول پس از زايمان گاوهاي داراي نمره وضعيت بدني بالا در هنگام زايمان ماده خشك كمتري مصرف كردند و ديرتر به حداكثر مصرف ماده خشك رسيدند نتايج مشابهي را TREACHER و همكاران با استفاده از دوگروه از گاوهاي با نمره وضعيت بدني 3 و 5 در هنگام زايمان گزارش كردند . افزايش تدريجي تغذيه با كنسانتره: افزايش تدريجي تغذيه با كنسانتره در هفته هاي آخر قبل از زايمان روشي معمول در گله هاي شيري صنعتي مي باشد . CURTIS و همكارا ن گزارش كردند گاوهايي كه انرژي و پروتئين را به صورت افزايش تدريجي تغديه با كنسانتره دريافت مي كردند خطر ابتلا به LDA و كتوز كمتري داشتند . COPPOCK و همكاران جيره هاي كاملاً مخلوط شده حاوي 30،6/45،60و75درصد علوفه بر اساس ماده خشك را به 40 راس گاو هلشتاين از 4 هفته قبل از زايمان تا 4 هفته بعد از زايمان تغذيه كردند . LDA در گاوهايي كه با جيره حاوي علوفه زياد تغذيه ميشدند مشاهده نشد . ميزان وقوع LDA در گاوهاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي 30،45و 60 درصد علوفه به ترتيب 36، 40و 7/16 درصد بود .در اين مطالعه به جاي اينكه يك افزايش تدريجي در مقدار كنسانتره در طول چند هفته آخر قبل از زايمان انجام شودیک تغییر ناگهانی در جیره کاملا مخلوط شده برای درصدهای بالای کنسانتره در 4 هفته قبل از زایمان انجام شد . اين تغيير ناگهاني در جيره احتمالا واكنشLDA به تغذيه كنسانتره بالاتر را شديدتر كرد ،اما منعكس كننده روشهاي افزايش تدريجي تغذيه كنسانتره براي گله هاي شير ده صنعتي است كه بصورت TMR تغذيه ميشوند . محققين اروپايي گزارش كردند كه سطح برش عرضي پرزهاي شكمبه اي هنگامي كه گاوها در دوره خشك ٬جيره كم انرژي مصرف مي كردند كاهش پيدا كرده و برش عرضي پرزهاي شكمبه 2-1 هفته قبل از زايش به كمترين حد خود رسيده بود . سطوح برش عرضي پرزهاي شكمبه تدريجاًبعد از اينكه گاوها مصرف جيره هاي پر انرژي مخصوص گاوهاي شيري را از 2 هفته قبل از زايش شروع كردند ،افزايش يافت ، اما سطح برش عرضي 8 تا 8 هفته بعد از زايمان به حداكثر خود رسيد. اين نتايج نشان داد كه ظرفيت جذب اسيدهاي چرب فرار در شكمبه در طول دوره انتقال در حداقل است . تغذيه زياد كنسانتره احتمال بروز اسيدوز و LDAرا ممكن است به دليل عدم توانايي در افزايش ظرفيت جذبي پرزهاي شكمبه قبل از مصرف جيره هاي پر انرژي در بعد از زايمان افزايش دهد . عادت پذيري جمعيت ميكروبي شكمبه قبل از زايمان به جيره هاي پر انرژي نيز ممكن است اهميت زيادي داشته باشد . علاوه بر اين تغذيه زياد كنسانتره قبل از زايش ممكن است مصرف انرژي را افزايش و آزاد سازي اسيد چرب را از بافت چربي كاهش دهد كه ممكن است وقوع كبد چرب و كتوز را كاهش دهد . تغذيه با كنسانتره بعد از زايمان : دادن جيره هاي كاملاً مخلوط مخصوصاًدر اوايل بعد از زايمان به گاوهاي شيري صنعتي كه جثه بزرگي دارند، روشي متداول مي باشد .نشان داده شده است که فرموله کردن جیره گاوهای تازه زایمان کرده که کمتر از 21درصدNDF آن از علوفه می باشد ، مطلوب نيست .دانشمندان ايالات اوهيو جيره گاوهاي تازه زايمان را كه حاوي 18،21،25درصد NDF از علوفه بودند ، مورد مقايسه قرار دادند . توليد شير و ماده خشك مصرفي گاوهاي تازه زايمان كرده (30روز اول دوره شيردهي )در جيره هايي كه 21 درصد NDF جيره از علوفه تامين ميشد بيشترين بود .نشان داده شده است كه جيره گاوهاي تازه زايمان كرده اي كه جاوي 35 تا 40 درصد كربوهيدرات غيراليافي (NFC بر اساس ماده خشك ) مي باشد مطلوب است. تخم پنبه كامل ،پوسته سويا و تفاله چغندر قند اجزا تشكيل دهنده خوبي براي محدود كردن غلظت هاي نشاسته در جيره گاوهاي تازه زايمان كرده مي باشد .همچنين تخم پنبه كامل بخش مهمي ازفيبر موثر را تشكيل مي دهد . مكمل كردن غذا به وسيله بافرهاي بيكربنات سديم در پيشگيري از كاهش PH شكمبه تاثير دارد، اين ممكن است به پيشگيري از لنگش و LDAكمك كند . توصيه ميشود ميزان استفاده از بيكربنات سديم 75/.تا 1درصد ماده خشك جيره هاي كاملاً مخلوط باشد . هيپوكلسيمي (كاهش كلسيم خون): از مطالعه 10راس گاو هلشتاين در يك گله گاو شيري صنعتي ٬ دانشمندان فلوريدا گزارش كردند گاوهايي كه در هنگام زايمان هيپوكلسيمي داشتند (كل كلسيم سرم خون كمتر از9/7 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر و كلسيم يونيزه سرم خون كمتر از 4 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر) خطر ابتلا به LDA در آنها افزايش يافت .اين افزايش خطر ابتلا به LDA براي گاوهاي واجد كلسيم خون پايين در هنگام زايمان ممكن است ناشي از كاهش تحرك شكمبه وشيردان باشد . همچنين فرمول كردن جيره هاي قبل از زايمان براي اختلاف كاتيون –آنيون جيره در پيشگيري از LDA مفيد مي باشد . شكل فيزيكي جيره : محققان اوكلاهما گزارش كردند گاوهايي كه با يونجه خشك آسياب شده (64/. سانتي متر) و كنسانتره پلت شده (48/.سانتي متر ) به صورت TMR تغذيه مي شدند در شروع زايمان احتمال ابتلا بيشتري براي LDA (4/17در مقايسه با 6/1درصد)نسبت به گاوهايي كه جيره استاندارد حاوي سيلوي سورگوم (27/1سانتي متر)وكنسانتره مخلوط به علاوه علوفه خشك خرد نشده دريافت داشتند ، نشان دادند . گاوهايي كه LDA در آنها ديده شد ، 18-8 روز پس از زايش تشخيص داده شدند . اين نتايج روشن ساخت كه يك تغيير فوق العاده در شكل فيزيكي جيره (TMR پلت شده) در اوايل دوره پس از زايش، شيوع LDA را افزايش ميدهد. فقدان شكل فيزيكي باعث كاهش در ميزان جويدن ،پر نشدن شكمبه ،عدم تحرك و عدم تشكيل توده يا تله فيبري و افزايش غلظت اسيدهاي چرب فرارVFA شكمبه اي ميشود كه ممكن است تمام اين موارد روي سبب شناسي LDA تاثير بگذارند .به دليل تغييرات فيزيولوژيكي و متابوليكي در دوره انتقال اهميت شكل فيزيكي به عنوان فاكتور احتمالي براي وقوع LDA در اوايل دوره پس از زايمان احتمالاً بيشترين خواهد بود . اطلاعات در خصوص تاثير حاصل از تغيير فيزيكي سيلو و TMR بر روي وقوعLDA كم است .پيشنهاد شده است كه جيره هاي دوره انتقال بايستي حاوي ذرات درشت كافي براي رسيدن به ميزان جويدن بهتر و پر شدن شكمبه باشد. گنجاندن 3 تا 5 پوند علوفه خشك در TMR براي گاوهاي انتقالي مي تواند كمك مناسبي براي اين توصيه هاي درشت باشد . برنامه علوفه اي گاو خشك : برنامه هاي علوفه اي مختلفي براي دوره خشك گاوهاي شيرده مورد استفاده قرار ميگيرد ،اما اطلاعات راجع تاثير آنها بروقوع LDA محدود است . محققان پورديوميزان وقوع 5/3، 10 و10 درصد براي LDA در برنامه هاي علوفه اي گاو خشك حاصل ازمصرف جيره هاي علوفه خشك خرد شده ،سيلوي محصولات علوفه اي و سيلوي ذرت گزارش كردند . محققان آگواي برنامه هاي علوفه اي گاو خشك را كه شامل علوفه خشك بلند ،50 درصد علوفه خشك بلند و 50 درصد سيلوي ذرت (بر اساس ماده خشك ) و محدود كردن سيلوي ذرت به 1درصد وزن بدن به علاوه 1/1 كيلوگرم مكمل پروتئين مايع بود ، براي هر راس گاو ارزيابي كردند. ميزان وقوع LDA براي علوفه خشك ٬ علوفه خشک سيلوي ذرت وسيلوي ذرت به تنهايي به ترتيب 3، 3/4 و3/6 درصد بود . ميزان وقوع كتوز براي علوفه بيشتر بود (1/9 در مقايسه با 3/6 تا 4/6 درصد) و وقوع بيشتر LDA با سيلوي ذرت ناشي از پر نشدن شكمبه باشد كه مربوط مي شود به محدود بودن انرژي جيره و فقدان شكل فيزيكي لازم. وقوع بيشتر كتوز با علوفه خشك مي تواند مربوط به كمبود انرژي جيره باشد . كمترين وقوع LDA و كتوز براي تغذيه توام سيلوي ذرت و علوفه خشك مشاهده شد .جيره هايي كه تماماً از سيلوي ذرت تشكيل مي شوند نبايستي براي گاوهاي خشك استفاده شوند .اگر گاوها به طور محدود تغذيه شوند ممكن است پر شدن شكمبه براي جلوگيري از LDA كافي نباشد ، اما مصرف انرژي زياد ممكن است سبب چاق شدن بيش از حد گردد كه با اختلالات متابوليكي مرتبط است . به هر حال استفاده كنترل شده از سيلوي ذرت به عنوان جزيي از برنامه هاي علوفه براي گاوهاي خشك مي تواند سودمند باشد . توصيه ميشود كه سيلوي ذرت را به 50 درصد يا كمتر بر اساس ماده خشك در برنامه علوفه اي گاوهاي خشك محدود كنيد . سيلوي ذرت 50 تا 80 درصد (بر اساس ماده خشك) برنامه علوفه اي گاوهاي خشك در آزمايشات Mashek و beede تشكيل ميداد كه ميزان وقوع LDA 3/4 درصد براي 3 هفته اول دوره تغذيه اي شروع زايمان در مقايسه با 3/8 درصد براي 6 هفته اول دوره تغذيه اي شروع زايمان بود و 5/7 درصد درمقايسه با 3/10 درصد براي جيره هاي شروع زايمان با و بدون مكمل كردن دانه ذرت بدست آمد . اما تغذيه جيره هاي شروع زايمان با مقدار كمتري از سيلوي ذرت در برنامه علوفه اي ميتواند وقوع LDA را كاهش دهد كه دراين آزمايشات مشاهده گرديد. مديريت آخور: CAMERON وهمكاران اشاره كردند كه مديريت آخور به عنوان يك فاكتور احتمالي مخاطره آميز برايLDA ميباشد كه ازطريق تاثير بر روي مصرف خوراك و غلظت هاي واقعي مواد مغذي جيره مصرف شده بيان مي شود . اشتباهات در مواد مغذي جيره مخلوط مي تواند به دليل اشتباهات در تركيب مواد مغذي طراحي شده براي هر يك از اجزاء تشكيل دهنده غذا اتفاق بيافتد .استفاده از اعداد جداول براي تركيب مواد مغذي اجزاي تشكيل دهنده غذا مي تواند منبع خطا باشد .اشتباه در تجزيه مواد مغذي مي تواند در نتيجه تكنيك نمونه برداري ضعيف در مزرعه ، تعداد نمونه برداري از غذا و تجزيه غلط آزمايشگاهي باشد . متفاوت بودن لايه هاي علوفه در سيلوهاي زميني (سيلوي يونجه مخلوط با سيلوي ذرت يا سيلو با كيفيت هاي مختلف )و يكنواختي نسبي نمونه و غذاي برداشت شده از زمين ميتواند منجربه اختلاف بين علوفه آزمايشگاهي و غذاي واقعي بشود . اشتباهات در مواد مغذي جيره مخلوط مي تواند به دليل مقادير غلط اجزاء تشكيل دهنده غذايي كه به TMR افزوده ميشود رخ دهد . اين ميتواند مربوط به اشتباه در ارتباط بين متخصصين تغذيه ، مدير گله وآخور غذا خوري باشد . برنامه هاي كامپيوتري كه امروز قابل دسترسي هستند ، وسيله مطلوبي براي هر پيمانه ، ثبت مقداري از هر يك از اجزاء تشكيل دهنده كه به طور واقعي به پيمانه افزوده مي شود و در كل مقدار پيمانه كه براي هر قفس داده مي شود . اين برنامه ها به طور چشمگيري اشتباه اپراتور را كاهش ميدهند كه با مخلوط كردن غذا ارتباط دارد . مخلوط هاي غلط و ناجورTMR مي تواند ناشي از مديريت غلط در فرايند مخلوط كردن باشد ، اشتباه در مخلوط كردن مي تواند به دلايل زيراتفاق بيافتد 1- اندازه پيمانه خيلي كوچك باشد . 2- اندازه پيمانه بيشتر از ظرفيت مخلوط كن باشد . 3- وارد كردن اشتباه اجزاء تشكيل دهنده غذا در داخل مخلوط كن 4- مخلوط كردن در مدت زمان خيلي كم (كاملاً مخلوط نمي شود ). 5- مخلوط كردن به مدت خيلي زياد (باعث كاهش شكل فيزيكي جيره وفيبر مي شود) گاوهايي كه به كندي TMR دريافت مي كنند ممكن است به لنگش و LDA بيشتر مستعد شوند . در عين حال گاوهايي كه ماده خشك مصرفي پاييني دارند نيز ممكن است به LDA بيشتر مستعد شوند عواملي كه ممكن است كه باعث تغذيه كندTMR يا ممكن است مصرف غذا را محدود كند عبارتند از : 1- محدود بودن فضاي آخور 2- محدود بودن مدت زمان دسترسي به غذا 3- محدود بودن تغذيه در مقابل تغذيه براي 5 تا 10درصد پس مانده . 4- برنامه تغذيه اي ناهماهنگ 5- رقابت در خوردن. نتيجه گيري : · گله هايي كه برنامه هاي مديريتي و تغذيه اي ضعيفي براي گاو انتقالي دارند ، خطر ابتلا به LDA در آنها زياد است . · گاوهايي كه نمره وضعيت بدني بالايي دارند به مقدار بيشتري LDA در آنها متحمل است . · مديريت آخور يك فاكتور احتمالي خطر برايLDA مي باشد . · اشتباهات زيادي درمخلوط كردن غذا و مديريت آخور وجود دارد كه مي تواند در گله هاي شيري صنعتي اتفاق بيافتد كه باعث تغييرات در مصرف نسبي مواد مغذي در جيره فرموله شده ميشود . اين تغييرات مخصوصاً براي ذرات درشت كه آماده جدا شدن در آخور هستند ،پديد مي آيد . جدا كردن غذا ممكن است كه يك فاكتور احتمالي مخاطره آمير مهم در ابتلا LDAباشد. ترجمه : مرتضي پهلواني (كارشناس ارشد –تغذيه دام ) منبع: دنياي كشت و صنعت شماره 26 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
پدیده های نوین ٬ استراتژی های جدید را برای گاو نزدیک زایمان توصیه می کند گاوها هرچه به زمان زایمان و آغاز دوره شیر دهی جدید نزدیک تر می شوند ٬ دچار تنش یااسترس بیشتری می شوند . در خلال این دوره ی انتقال ٬ بسیاری تغییرات بیولوژیکی جهت مراحل مختلف زایمان و شروع شیر دهی رخ میدهد و البته تغییرات عمده تری در روش مدیریت این دوره نیز انجام می شود که مزید بر استرس های بیولوژیکی می باشد . همانگونه که همگان قبول دارند ٬ دوره ی انتقال دوره ی بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار متخصصین عملی تغذیه ی گاو و محققین دانشگاهی ٬ مشکلات اوایل دوره ی شیر دهی همچنان وجود دارد . یک توصیه عملی بسیار معمول این که دریافت مواد غذایی توسط دام را قبل از زایمان باید تحت نظر گرفت . دریافت غذا به ویژه در هفته ی آخر قبل از زایمان یک مسئله طبیعی است . سه هفته قبل از زایمان دریافت ماده ی خشک گاو وتلیسه ی شکم اول حدود 9/1 و7/1 درصد وزن بدن آن می باشد ولی تفاوت های عمده ای از یک گله تا گله دیگر از نظر در یافت ماده ی خشک دیده شده است . متاسفانه زمانی که نیاز گاو به مواد غذایی جهت رشد جنین و آماده شدن سیستم پستانی برای دوره ی شیر دهی بعدی افزایش می یابد ٬اشتهای گاو کاهش پیدا می کند . به همین علت توصیه ی افزایش دادن دریافت ماده ی خشک (مواد غذایی) به نظر منطقی می آید. حدود 10 سال قبل تحقیقی انجام دادیم که در آن گاوهایی که به طور طبیعی قبل از زایش ٬ کاهش دریافت غذایی داشتند با گاوهایی که به طور دستی تغذیه ی اجباری شدند (به صورتی که دریافت ماده ی خشک آنها کاهش نیافت ) مقایسه گردیدند ٬ گاوهایی که به طور اجباری تغذیه شده اند ٬ تمام پس مانده ی آخور آنها به صورت دست ی وارد شکمبه آنها شد (از طریق فیستول بادریچه ی تعبیه شده ). شکل شماره 1 دریافت ماده خشک 2 گروه گاو را نشان می دهد در مقایسه گاوهائی که تغذیه اجباری داشتند و دریافت ماده خشک آنها کاهش نداشت ٬وضعیت آنها پس از زایمان بهتر از گروه شاهد بود . چربی کمتری در کبد و کتون کمتری در خون داشتند و آنها شیر بیشتر و با درصد چربی بالاتری تولید کردند . برداشت منطقی از این تحقیق افزایش مقدار در یافت ماده ی خشک در قبل از زایمان بود و این توصیه پیغامی بود که از آن زمان ما به دامدار ٬دامپزشک و متخصص تغذیه ارسال می کردیم . شواهد قوی وجود دارد که احتمال برداشت دیگری از نتایج تحقیق فوق را تقویت می کند . تحقیقاتی در دانشگاه ایلینویز و اخیراً در دانشگاه فلوریدا انجام گردیده که نتیجه گیری جدیدی را عرضه می کند و آن این محدودیت تغذیه در دوره ی انتقال (دوره ی خشکی ) به خوبی تغذیه اجباری یا تغذیه آزاد پاسخ داده است . شکل شماره (2) منحنی دریافت ماده ی خشک با محدودیت را نشان می دهد . دقت کنید که دریافت ماده ی خشک تغذیه با محدودیت و تغذیه گروه شاهد (طبیعی) در قبل از زایمان برابر است . تحقیق دانشگاه ایلینویز نشان داد که چربی کبد گاوهای تغذیه شده با روش محدودیت ٬ کمتر بوده و پس از زایمان دریافت ماده ی خشک آن ها بالاتر رفته است . جهت دستیابی به پاسخ واقعی ٬ نیاز به بررسی مجدد نتایج مطالعه ی تغذیه اجباری و تحقیقات انجام شده در دانشگاه های ایلینویز و فلوریدا داشتیم . پس از بررسی نتایج تحقیق قبلی خود که در آن گاوها به روشی تغذیه شده بودند که موجب تفاوت فاحشی در دریافت ماده خشک گاوهای خشک نزدیک زایش گردید به این نتیجه رسیدیم که نتایج تحقیق ما هیچ گونه رابطه ای میان میانگین دریافت ماده ی خشک 3 هفته ی آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمانرا نشان نداد ولی رابطه معنی داری را بین کاهش دریافت غذا در سه هفته آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان گاوها را نشان داد . بدین معنی که هر چه دریافت غذا کاهش بیشتری داشت جمع شدن چربی در کبد بیشتر بود . در تحقیق اولیه ی ما تغذیه ی اجباری به ما این امکان را داد که دریافت غذا را به حداکثر برسانیم وهمچنین در جهت پیشگیری از کاهش دریافت مواد غذایی در قبل از زایمان کمک زیادی کرد و اکنون با پدیده های نوین توصیه می گردد بالا بردن دریافت غذا به سمت حداکثر ٬ جهت سلامتی و تولید خوب گاو پس از زایمان ضروری نیست . شاید بهتر باشد در دوره ی قبل از زایمان سعی و تلاش در جهت دریافت مواد غذایی شود تا بالا بردن دریافت مواد غذایی . در یافت بالاتر ماده ی خشک زیان آور نیست و نباید علیه این کار تبلیغ گردد ولی اگر گاوها نتوانند مقدار دریافت ماده ی خشک را در خلال دوره ی زایمان ادامه دهند در معرض خطر بیشتری قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است که امکان نگهداری اشتهای کل گاوها وجود ندارد و متاسفانه تحقیقات کافی در این خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژی مناسبی را در جهت جلوگیری از کم شدن دریافت ماده ی خشک ارایه نمود . تنها توصیه های منطقی را می توان قبول کرد و بکار برد . در دوره ی قبل از زایش یا دوره ی خشکی نزدیک زایمان به طور طبیعی گاو غذای کمتر می خورد بنابر این پیشگیری از هر مسئله ای که باعث کاهش بیشتر دریافت غذا گردد٬بسیار مهم و حیاتی است . مهم ترین نکات جهت یادآوری : - جایگاه گاوهای نزدیک زایمان را متراکم نکنید . این مشکل معمول گاوداری هاست به ویژه گاوداریهای توسعه یافته و در تهیه ی جایگاه مناسب جهت گاوهای در حال انتقال موفق نشده اند . تراکم جمعیت در جایگاههای با Free-stall 90% تعداد جایگاه آزاد انفرادی است . در جایگاه های بدون free-stall و باز حدود 30 متر مربع (مسقف و آزاد )برای هر گاو باید در نظر گرفته شود . - از جابه جایی بیش از حد پیشگیری کنید . محیط های جدید و گروه جدید گاو ایجاد تنش می کند . داشتن گروه های متعدد لزوماً یک حسن نیست . به ویژه از جابه جایی گاو وتلیسه قبل از زایش باید اجتناب شود . - گاو و تلیسه را در صورت امکان جدا از هم نگهدارید . با این که حساسیت تلیسه نسبت به گاو در برابر مشکلات کم تر است ولی اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازی آنها این مسئله ایجاد مشکل نخواهد کرد . - از تغییر شدید جیره ی غذایی اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهانی مواد غذایی که خوش خوراک نیستند از قبیل (پودر خون٬ چربی) جلوگیری شود . دوره ی انتقال زمان خوبی جهت تغذیه دام با علوفه ی خراب یا کپک زده نیست . - از غذای کاملاً مخلوط جهت تغذیه ی گاوهای نزدیک زایش استفاده گردد تا قابل جدا سازی و و انتخاب گاو نباشد . بدین وسیله از مصرف نشاسته و کنسانتره بیش از حد جلوگیری خواهد شد و حتی مواد غذایی غیر خوش خوراک را به این روش می توان به گاو خوراند . - از تنش گرمایی جلوگیری کنید . به طور معمول به گاوهای شیری از این نظر رسیدگی می شود و نباید گاوهای نزدیک زایمان را فراموش کنید . - آب تازه و به مقدار کافی در اختیار گاوها قرار دهید . روش تغذیه محدود کننده ی مقدار غذا یک امتیاز است به خصوص برای گاودارا نی که نمی توانند مقدار بالای دریافت غذا در گروه گاوهای نزدیک زایمان را انجام دهند و یا گاودارانی که ترجیح میدهند به طور اجبار دریافت ماده غذایی را بالا ببرند . با محدود نگه داشتن در یافت غذا ٬ احتمال کاهش شدید اشتها و دریافت ماده ی خشک در نزدیک زایمان افزایش می یابد . از نقطه نظر علمی کاربردی محدود کردن در یافت غذا بسیار ساده و قابل انجام است و تنها با افزایش فیبر انجام می شو د . تعداد زیادی مطالعه و تحقیق نشان داده اند که دریافت غذا توسط گاو نزدیک زا Close-up ارتباط زیادی به مقدار فیبر جیره دارد . برای موفق شدن در محدود کردن غذای دریافتی باید غذا را در آخور ها با گردن گیر و یا در Stanchion انجام داد . در صورتی که تغذیه به طو ر گروهی انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد که تعدادی گاو غذای بسیار محدودی در یافت کنند و تعدادی دیگر به طور غیر محدود غذا بخورند . متاسفانه به اندازه کافی مطالعه و تحقیق در این رابطه که سطح فیبر جیره و مقدار جیره ی گاو های نزدیک زا چقدر باشد تا با کمترین استرس و به آرامی دوره ی انتقال توسط گاو طی شود ٬ انجام نشده ولی به هر حال مدارک کافی وجود دارد که اشاره به تغذیه ی جیره با انرژی بالا (برای گاو close-up (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (34-40 درصد کربوهیدرات غیر فیبری NFC و حداقل 32/0 NFC )که البته این توصیه صد درصد و تضمین علیه حل مشکلات پس از زایش نیست. پیدا کردن راه و روش صحیح برای گله ی شما همیشه ساده نمی باشد ولی اجازه ندهید که چند مشکل کوچک سد راه شما جهت رسیدن به پاسخ صحیح شود . منبع: Hoars’s dairyman-September 2002 مجله مزرعه شماره 72 / مترجم : مهندس کمال سلماسی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
- سياست مبارزه با سل گاوي در كشور :
بطور كلي در رابطه با برنامه ريزي جهت مبارزه با بيماري سل گاوي در يك منطقه يا در كشور ، ميتوان اولويتهاي عنوان شده در دو گروه زير را در نظر گرفت : گروه الف : ـ كليه گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي ( داراي جايگاه هاي مناسب و يا نسبتا مناسب بهداشتي ) ـ گاوداريهاي موجود در حاشيه شهر ها و شهركها ـ روستاهاي داراي گاو اصيل و دورگ گروه ب : ـ ساليانه 2 – 1 در صد روستاهاي كشور انتخاب شده و به منظور بررسي وضعيت آلودگي در گاوهايي كه تحت پوشش مبارزه با سل گاوي نمي باشند ، تست سل ميگردند . ـ با يافتن مبدا گاوهاي غير توبركولينه سلي ، آن واحدها تحت پوشش قرار ميگيرند . ـ در صورت گزارش مراكز بهداشت در موردآلودگي انسانها به سل و چنانچه انسانهاي فوق گاودار بوده و يا به نوعي با گاوها ارتباط مستمر داشته باشند ، گاوهاي فوق مورد تست توبركولين قرار ميگيرند . ـ گاوهايي كه در مجاورت بزو گوسفندان مبتلا به سل و يا بز و گوسفنداني كه در مجاورت گاوهاي با آلودگي بالاي سل به سر برده ، مورد تست سل قرار ميگيرند . ـ با يافتن مبدا اوليه بزو گوسفنداني كه در كشتارگاه داراي ضايعات سلي ميباشند ، آن واحدها تحت پوشش قرار ميگيرند . توجه مهم : در گاوداريهاي تحت پوشش مبارزه با سل گاوي ، تمامي دامهاي بالاي سه ماه سن بايد تست توبركولين شوند . همكارگرامي خواهشمنداست در رابطه با عمليات مبارزه با سل گاوي به نكات زيرتوجه نمائيد: 1- قبل از ورود به گاوداري لباس كاروچكمه پوشيده و ارجح است ازلباس كاروچكمه مخصوص گاوداري استفاده نمائيد(خصوصاًدرگاوداريهاي صنعتي). 2- قبل ازشروع به كار، لوازم كارخود را ( از قبيل سرنگ ،كوليس ، توبركولين و ...) كنترل نموده تاازسلامت آنهامطمئن شويد . 3- قبل از عزيمت از اداره دامپزشكي به محل گاوداري جهت انجام تست توبركولين ،برگه هاي مورد نياز شامل موارد زير راهمواره به همراه داشته باشيد : الف- فرم شماره1 و ضميمه آن ب-كارت مشخصات(مخصوص اداره ومخصوص دامدار) ج- برگه اعلام نتايج واخطارهاي قانوني نكته مهم1 : اطلاعات مورد نظر را در برگه هاي فوق الذكربطوركامل وخوانا پرنموده وسپس امضاء نماييد.از امضا نمودن بر روي نام و نام خانوادگي خود كه موجب مخدوش شدن و عدم تشخيص آن گردد،جداً خودداري نماييد . نكته مهم2 : پس از پايان عمليات تست و قرائت حتماً برگه اعلام نتايج و اخطارهاي قانوني را در دو نسخه تنظيم و يك نسخه از آنرا به دامدار و نسخه ديگر را به شبكه دامپزشكي شهرستان تحويل نماييد . 4 - از هرگونه اعمال نظر خارج از چهار چوب دستورالعملها و آيين نامه ريشه كني سل گاوي پرهيز نماييد . 5 ـ عمليات قرائت تست سل بايد توسط دكتر دامپزشكي انجام گيرد كه خود گاو را تست نموده است . به عبارت ديگر تزريق توبركولين توسط يك دامپزشك و عمليات قرائت تست توسط دامپزشك ديگر فاقد ارزش فني و قانوني است . 6 ـ دكتر دامپزشك بايد دوره هاي نظري و عملي آموزش و بازآموزي اختصاصي مبارزه با بيماري سل گاوي را براساس دستورالعملهاي سازمان دامپزشكي كشور گذرانيده باشد . تست توبركولين مقايسه اي COMPARATIVE .TUBERCULIN . TEST در ايران ، طرح ريشه كني بيماري سل گاوي از سالهاي گذشته در قالب آيين نامه ريشه كني سل گاوي به مورد اجرا گذاشته شده است و اساس تست بكار رفته تست توبركولين مقايسه اي ميباشد . در موارد زير از تست توبركولين مقايسه اي براي تشخيص آلودگي سل گاوي استفاده ميشود : 1ـ در هنگام وجود بيماري يون با عامل مسببه مايكوباكتريوم پاراتوبركولوزيس 2 ـ در گاوداريهايي كه عمليات واكسيناسيون بر عليه بيماري يون به مورد اجرا گذاشته ميشود . 3 ـ وجود سل مرغي با عامل مسببه مايكوباكتريوم آويوم 4 ـ وجود سل پوستي با عامل مسببه مايكوباكتريومهاي ساپروفيت توجه ـ گاه به علت وجود گونه باسيل سل انساني ( مايكوباكتريوم توبركولوزيس ) ، حساسيتي در هنگام تست سل در گاو ايجاد ميشود . يعني گاو بوسيله كارگر مسلول واكنش مثبت پيدا ميكند كه با آزمايش فوق نميتوان اين دونوع مايكوباكتريوم( بوويس و توبركولوزيس ) را از هم تشخيص داد.( بديهي است اين دسته از گاوها بعنوان رآكتور سلي بايد به كشتارگاه اعزام شوند . ) توبركولين : در روند تست توبركولين در سطح يك گاوداري ميتوان بطور كلي گاوهاي موجود در گاوداري را به چهار گروه تقسيم نمود : در رابطه با بيماري سل و تست توبركولين توجه به نكات زير مهم ميباشد : واكنشهاي منفي كاذب ( بي پاسخي يا آنرژي ) در موارد زير اتفاق ميافتند : واكنشهاي مثبت كاذب در موارد زير اتفاق ميافتند : حساسيت و ويژگي تست توبركولين مقايسه اي در ايران :
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
مسائلی در مورد تلقیح مصنوعی چه موقع تلقیح نماییم ؟ زمان مناسب تلقیح گاو بسته به این است که اولین ایستا فحلی چه زمان اتفاق افتاده باشد برای دستیابی به بهترین نرخ آبستنی باید گاوها و تلیسه ها را از بین ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولین ایستا فحلی تلقیح نمود یعنی گاوهائی که اولین ایستا فحلی آنها در صبح اتفاق افتاده باشد باید در اواخر بعداز ظهر تلقیح نمود و گاوهائیکه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقیح شوند این روش قانون صبح _بعد از ظهر میگویند . زمان مناسب تلقیح باعث میشود تا تعدادی بیشتری اسپرم سالم به تخمکها رسیده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقیح زود هنگام گاو ها باعث میشود بسیاری از اسپرمها قبل از تخمک اندازی نابود شوند ٬از سوی دیگر تلقیح دیر هنگام باعث پیر شدن تخمک شده و قبل از رسیدن اسپرمها فعالیت تخمک از بین میرود . در صورتیکه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبی رعایت شود درصدآبستنی افزایش می یابد . در پایان لازم به ذکر است حفظ یک برنامه فحل یابی موفق باعث تولد گوساله های بیشتر و تولید شیر زیادتر در گله میشود و این بدان مفهوم است که سود و بهره وری بیشتری در انتظار گاودار است . تشخیص فحلی و زمان مناسب تلقیح : انجام یک زایش 12 ماهه به تشخیص فحلی مناسب و زمان دقیق تلقیح بستگی دارد در واقع می توان گفت تشخیص فحلی گله شما یکی از مهم ترین عوامل تولید مثلی گاوداری است توصیه میشود که حتماً شخصی مسئول فحل یابی در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص باید فرد دیگری وظیفه فحل یابی را به عهده بگیرد . هر چه زمان برای آموزش فحل یابی به کارگران صرف کنیددر صد موفقیت فحل یابی و نهایتا تولید مثل افزایش می یابد .نخستین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق شماره زنی و واضح گاوها می باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخیص داد . چه موقع فحل یابی کنیم ؟ بطور کلی متوسط زمان فحلی گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نیز 8 ساعت فحلی نشان میدهند بنابراین اگر شما گاوها را روزانه یک بار مورد مشاهده قرار دهید حدود 50%گاوهای فحل را تشخیص میدهید در حالیکه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زمانی یازده الی سیزده ساعت این عدد را به 80%میرساند از سوی دیگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الی 30 دقیقه باعث میشود که 95%گاوهای فحل را تشخیص داده شوند . عواملی همچون بیماری ٬آب و هوا وشرایط بستر بر طول فحلی اثر میگذارند . گاوها در آب و هوای بسیار گرم و شرجی یا بسیار سرد مدت زمان کوتاهتری نشان میدهند . بهترین زمان مشاهده گاوهای فحل صبح زود قبل از شیر دوشی و خوراک دهی ٬اوایل بعد از ظهر و اواخر غروب است . این زمانها مناسب ترین اوقاتی هستند که میتوان فحلی را دید . به طور کلی گاوهایی که ایستاده و اجازه میدهند گاوهای دیگر روی آنها بپرند فحل می باشند ایستا فحلی اولین علامت فحل یابی است و تخمک اندازی 25 الی 30 ساعت پس از اولین پرش گاوها بر روی گاو فحل اتفاق میافتد .دیگر علائم فحلی که قبل از ایستا فحلی به چشم می آید .تلاش گاو فحل برای پریدن بر روی دیگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفی بدن گاوهای دیگر ٬ادرار کردن زیاد ٬خارج شدن موکوس از دستگاه تناسلی و قرمز شدن فرج گاو است ٬تیز شدن گوشها ٬کثیف شدن پهلو و کپل گاو آزرده شدن ابتدای دم گاو و نیز از دیگر علامتها برای تشخیص فحلی است . یک تا سه روز پس از ایستا فحلی گاو خونریزی اندکی ٬در ناحیه فرج گاو دیده میشود که نشان دهنده آنست که گاو فحل بوده است و این خونریزی هیچ ارتباطی با تخمک اندازی و آبستنی یا عدم آبستنی گاو ندارد . اصولا گاوهائیکه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونریزی فوق دوباره فحل میشوند .
اهمیت اولین فحلی گاو : فحل یابی صحیح ٬ کلید موفقیت تولید مثل گله و ایستا فحلی بهترین نشانه برای تشخیص فحلی می باشد . مشاهده اولین فحلی گاوها در حدود روز چهلم پس از زایمان یکی از شاخصهای مهم تولید مثلی گاوداری است که برای برنامه ریزی مرتب باید به آن دست پیدا کرد . البته گاوهایی که دارای چرخه های فحلی نا منظم بوده و یا تلیسه هایی که دچار سوء تغذیه بوده اند ٬ممکن است اولین فحلی خود را دیر تر از شرایط طبیعی بروز دهند . ضمناً گاوهایی که جیره غذایی آنها حاوی فلوئور زیادی است دچار تاخیر در بروز اولین فحلی خواهند شد . در صورتی که اولین فحلی نرمال گاوها به تعویق افتد ٬دامها دیر تر تلقیح شده و متوسط فاصله زایش گاوداری افزایش می یابد که در مجموع ضرر اقتصادی حاصله باعث کاهش پیشرفت گله خواهد شد . چند نکته مهم در تلقیح مصنوعی : 1- حفظ یک فاصله زایش دوازده ماهه به تشخیص فحلی مناسب و تلقیح در زمان صحیح بستگی دارد . 2- اولین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق ٬مشخص کردن و شماره گذاری درست و کافی تمام دام های گله است بطوریکه شماره های بدن از فاصله دور قابل تشخیص باشند . 3- بهترین زمان برای مشاهده فحلی ٬اول صبح قبل ازشیر دوشی و خوراک دهی و نیز اوایل بعد از ظهر و در شب پس از آنکه دام ها دوشیده شده و خوراک خود را خورده اند ٬می باشد این ساعات خنک ترین زمان در طول شبانه روز می باشند . 4- در گله هایی که فحل یابی دقیقی در آن ها انجام میشود ٬برای دستیابی به بهترین نتایج آبستنی ٬گاوها و تلیسه ها را حدود 10 الی 14 ساعت پس از شروع اولین ایستا فحلی تلقیح کنید .این بدان معنی است که گاوهایی که در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقیح میشوند و بر عکس (قانون صبح بعد از ظهر ) 5- وقتی بیش از یک گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روی یکدیگر دو تا چهار برابر مشود . 6- اجرای یک برنامه تشخیص فحلی موفق باعث تولید گوساله و شیر بیشتری در گله میشود یعنی سود بیشتری در انتظار گاودار است. 1) مآخذ:مجله برآیند شماره 12 2) مآخذ: مجله برآیند شماره 15 3) مآخذ :مجله برآیند شماره 3 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/17ساعت توسط خلیلی اصفهانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ Dairy Cattle به منظور تبادل اطلاعات دانشجویان رشته پرورش گاو و گاومیش و دیگر رشته های علوم دامی در مقاطع تحصیلی مختلف و یا فارغ التحصیلان این رشته ها و همچنین گاوداران زحمتکش کشور عزیزمان راه اندازی شده است
با ارسال مطالب, نقطه نظرات و انتقادات و پیشنهادات سازنده خود گامی در جهن ارتقای علمی پرورش گاو بردارید. با تشکر مدیریت وبلاگ |
| پیوندهای روزانه |
|
آفتاب (پرورش گاو) آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مقالات بخش دامپزشکی و بیماری ها گالری عکس طنز |
|
RSS
|